یکی از سوالاتی که هم پزشکان و هم بیماران را نسبت به استفاده از خدمات مکمل درمان و خصوصا بهزی به چالش میکشد این است که آیا استفاده از ابزار های مراقبت و پشتیبانی از بیمار و بهزی، تحمیل هزینه اضافی و بیهوده نیست؟ و چه ارزش هایی برای بیماران و کادر درمان تولید میشود؟

برای پاسخ به این سوال باید ببینیم که در ازای پرداخت هزینه عضویت چه خدماتی به بیمار ارائه می شود و چرا این مبلغ عالادنه است؟

  1. دسترسی مستمر به پزشک در خانه: بدون استفاده از بهزی بیماران یا باید حضوری به مطب مراجعه کنند و یا از طریق تلفن و پیام رسانهای مختلف با پزشک خود در ارتباط باشند. بدیهی است که مراجعه حضوری در کمترین حالت برای بیمار هزینه رفت و برگشت، صرف زمان، ترک موقتی کار (در افراد شاغل)، اسکان (بیماران غیربومی) را به همراه دارد. البته این هزینه لزوما به پاسخ منتهی نمی شود، مثل بیماری که هفته گذشته برای پرسیدن یک سوال درباره داروی مصرفی از شهرستان به تهران آمده بود و موفق نشد پزشک خود را ملاقات کند، و به ما گلایه کرد که چرا پزشک من روی سیستم شما نیست و ما چه باید می گفتیم جز این که: «پزشک شما در انتخاب این خدمت مختار است». البته بسیاری از بیماران قدی مراجعه حضوری را می زنند و درمان را نیز رها می کنند و این یعنی هزینه های صرف شده برای ویزیت و خرید داروها به هدر می رود. در حالت تماس تلفنی یا استفاده از پیام رسانها اولا زمان ارتباط محدود است (چه ساعات در دسترس بودن پزسک، چه زمان اختصاص یافته برای پاسخگویی). علاوه بر زمان محدود فراموشی و شرم نیز مانع بیان همه سوالات می شود. تجربه نیز نشان داده است که مسیر ارتباطی که زمان پزشک را بگیرد و بازگشت سرمایه نداشته باشد به مرور کیفیت خود را از دست می دهد.

پس اولین خدمت بهزی حفظ ارتباط مستمر بیمار و پزشک است و درصدی از هزینه پرداختی بیمار برای حفظ این مسیر است که در مجموع به صرفه تر از مسیرهای ارتباطی دیگر است. به نظر شما یک بیمار شهرستانی برای رفت و برگشت و اسکان چقدر هزینه می کند؟ آیا این رفت و برگشت برای او خطر جانی ندارد؟ برای یک سوال ۵ دقیقه ای، چند ساعت از وقت یک بیمار باید اختصاص یابد؟

  1. دریافت مستمر آموزش: در سامانه بهزی هر بیمار در طول دوره یک ماهه عضویت، ۱۲۰ توصیه آموزشی متنوع دریافت می کند که هر توصیه به صورت میانگین ۳۰۰ کاراکتر دارد. اگر پزشک صرفا این تعداد توصیه را با سرعت متوسط برای بیمار بخواند حدودا ۱۲۰ دقیقه زمان نیاز است. بماند که او زمانی را برای تایید توصیه ها نیز صرف کرده است و اگر این توصیه ها قرار بود از ابتدا ایجاد شوند و تمام مراحل مطالعه، ترجمه، ویرایش، تایپ و تایید را در نظر بگیریم چیزی بالغ بر ۱۰ برابر این ۱۲۰ دقیقه زمان از پزشک می برد. یعنی بیمار با دریافت مستمر توصیه ها در طول دوره یک ماهه، در کمترین حالت معادل ۲ ساعت تماس تلفنی یا مراجعه حضوری زمان از پزشک دریافت کرده است. آیا دریافت هزینه عضویت (۲۰ هزار تومانی) به ازای ۲ ساعت نشستن پای صحبتهای پزشک مبلغ کمی نیست؟ این عدد را مقایسه کنید با هزینه ویزیت و زمان ویزیت. آیا مبلغ ۲۰ هزار تومانی بسیار عادلانه نیست؟ چگونه ما در ازای این خدمت عدد را تا این حد کاهش داده ایم؟ پاسخ روشن است، به جای این که از پزشک بخواهیم فرایند آموزش را فرد به فرد تکرار کند، یک بار این فرایند را ثبت کرده ایم و برای بیماران مختلف از آن استفاده کرده ایم تا بتوان هزینه ها را برای بیمار و پزشک کاهش داد.
  2. افزایش پایبندی به درمان: بارها و بارها مطالعات نشان داده اند که وقتی ارتباط پزشک و بیمار کیفیت لازم را ندارد، بیمار درمان را رها می کند یا به درستی مسیر درمان را طی نمی کند. چرا؟ چون فراموش می کند، چون عارضه می بیند و کسی نیست که او را راهنمایی کند، چون را از عوارض داروها می ترسانند و کسی نیست که او را درباره این موضوعات روشن کند و به ادامه مسیر تشویق کند، چون خسته می شود و کسی را با خود همراه نمی بیند، چون سوالاتش بی پاسخ می ماند و دلایل متعدد دیگر. حالا چرا ما این موضوع را یک خدمت در نظر می گیریم؟ بیماری که درمان را رها کند حداقل دو هزینه به خودش تحمیل کرده است، اولا هزینه هایی که برای ویزیت و دارو و اقدامات تشخیص-درمانی کرده هدر می رود، ثانیا با تشدید بیماری و وخیم شدن شرایط و بروز ناتوانی های و نارسایی های مختلف هزینه های درمان خود را چندین برابر کرده است.

در پایان اگر نگاهی منصفانه داشته باشیم نباید فراموش کنیم که هزینه عضویت (۲۰ هزار تومان) کمتر از ۲ درصد حداقل حقوق پرداختی به کارگران است و هزینه خوردن ۱ فلافل برای خانواده ای ۴ نفره از فلافلی سر کوچه است. آیا این هزینه برای خدمات ارائه شده زیاد است؟ البته این متن گوشه ای از اتفاقات مثبت ناشی از استفاده از بهزی را بیان کرده است و نباید از مواردی مثل ثبت مستمر داده های بیمار، ارزیابی مستمر بیمار توسط پزشک، سنجش اثربخشی درمانها، ثبت عوارض دارویی و تمام برکات جانبی استفاده از این ابزار غافل بود. به نظر می رسد حتی اگر پزشک بهزی را به عنوان یک جزء اجباری از فرایند درمان به بیمار تجویز کند، هزینه اضافی به او تحمیل نکرده است بلکه به او کمک کرده تا با پرداخت یک هزینه اندک، از هزینه های اضافی بعدی پیشگیری کند و به نوعی سرمایه گذاری هم هست.

فراموش نکنیم که هزینه آموزش در همه دنیا به عنوان سرمایه گذاری در نظر گرفته می شود و نه هزینه. لطفا با امتناع از ارجاع بیماران به بهزی به آنها هزینه اضافی تحمیل نکنیم. با ما در بهزی همراه باشید تا به سبک نوین سلامتی خود را بهبود داده و آن را پایش کنید.